آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه / خاطرات / من کلاس اولی شدم …

من کلاس اولی شدم …

image

سال هزار و سیصد و نود و چهار شد و من با افتادن دو تا از دندونای پایینی وارد مدرسه و کلاس اول شدم. خدارو شکر سه تا از دوستای مهدکودکیم رو اونجا پیدا کردم و کمی ترسم از مدرسه ریخت. یه چیز که همون اول نظرمو جلب کرد این بود که نود درصد بچه ها کیف صورتی داشتن  و روی همه شون هم یا عکس کیتی یا پیشی داشت!! ولی من  کیف بنفش و کفش سفید و بنفش خریدم :)

اینجا دوستامو معرفی می کنم از سمت راست به چپ: بهاره شفاهی که خیلی بانمکه – بهاره قائمی که دو تا داداش بزرگ داره  – خودم – مریم فلاحی

هفت تا کلاس اولی شدیم و هیچکدوم از ماها باهم نیفتادیم . اولش خیلی ناراحت شدیم مخصوصا مامانامون که کمی نگران مون بودن ولی بعدش عادت کردیم .

از زنگ تفریح خیلی خوشم نمیاد . اولا که زنگ تفریح می خورد با خانومم می رفتم دفتر و لحظه ای که ازم دور می شد گریه سر می دادم! ولی الان چند وقته زنگ تفریح میرم حیاط- یعنی همون کنار پله سالن وا می ایستم و از دور با دوستام دست تکون می دم. به خاطر همین که دیگه نمی ترسم یه بسته مداد رنگی دوازده رنگه جایزه گرفتم ولی بازم دوس دارم برم تو همون دفتر بشینم و معلم از کنارم جم نخوره . خانومم رو خیلی دوس دارم و تو بعضی کارا بهش کمک می کنم .

خدایا شکرت

درباره‌ی خودم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Scroll To Top