آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه / یادداشت ها / شب یلدا و هندونه

شب یلدا و هندونه

yalda
شب یلدا بابام یه هندونه خرید که من از خوشحالی حتی اونو پایین هم نذاشتم. یه یاعلی گفتم و هندوننه رو اینطوری رو دو تا دستام بالا بردم. ببین صورتم چقدر قرمز شده. ولی می خندم که ضایع نشم…عروسک من هم از بهت خشکش زد. همه بهم میگن برو وزنه برداری .ولی کلا این رشته رو دوست ندارم … این هم شد ورزش.پس جرثقیل رو واسه چی ساختن؟ حتما حکمتی داشته که ساختنش مگه نه؟!

درباره‌ی خودم

یک نظر

  1. نازی با این یه دونه عکسه ده دقیقه خندیدم.شبیه خودش نیست.زور زده انگار یکی دیگه شده

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Scroll To Top