آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه / یادداشت ها (برگ 5)

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت ها

اشتراک به خبردهی
  • کارت آفرین های من ، یک دختر کلاس اولی

    کارت آفرین های من ، یک دختر کلاس اولی

    اینقد کارتهای آفرین من زیاد شده که نمی تونم راحت اونا رو بشمرم . هر کارت آفرین هم به این نشونه هست ک...

  • حرف دل من با امام زمان عزیزم

    حرف دل من با امام زمان عزیزم

      تو تکلیف مدرسه از ما خواستن با امام زمان علیه السلام درد و دل کنیم . منم اون چیزی که واقعا دو...

  • تولد مامان جونم مبارکه

    تولد مامان جونم مبارکه

      امروز تولد مامان جونم بود . این نقاشی خیلی زیبا رو براش کشیدم که بهش ثابت کنم چقد دوسش دارم ....

  • همین نقاشی ساده …

    همین نقاشی ساده …

        علاقه خیلی زیادی به نقاشی کشیدن دارم ، ولی گاهی اوقات سخت ترین کار دنیا میشه .؛ وقتایی...

  • بوی چیزای نو ، بوی مدرسه

    بوی چیزای نو ، بوی مدرسه

        کیف و کفش کلاس اولی من قبل اینکه مدرسه برم مامانم واسم شعری خوند که می گفت: باز آمد بو...

  • جدایی

    جدایی

    اوایل تابستان سال نود و یک؛ بالاخره لحظه ای که دوست نداشتم رسید. لحظه ای که من و نفیسه باید از همدیگ...

  • من کارتونی

    با دیدن این عکس یاد چی می افتید؟ باید بگم  این خودمم که با شیرین کاریهای بابام  به این روز در اومدم....

  • من و حرم و چادر

    من و حرم و چادر

    دیروز بود که مامانم گفت:عزیزم میای بریم حرم؟ من هم با خوشحالی گفتم : بلــــــــــه حاضر شدیم و رفتیم...

  • سرگرمی های مدرن

    سرگرمی های مدرن

    مامانم برام اسباب بازیهای زیادی خریده . ولی چشمام بیشتر نت بوکش رو گرفته. آخه اگه دیر هم از خواب پاش...

  • نقش های شیرین کودکی

    نقش های شیرین کودکی

    دو سال و ده ماهمه بعد ازمدتها سلام و شرمنده از اینکه دیر به دیر به سایتم سر میزنم ، آخه درحال رشدم و...

  • بستنی بابرکت!

    با مامانم و نفیسه و مامانش رفتیم بازار. بعدش هم رفتیم داخل یه مغازه که بستنی سفارش بدیم و بخوریم. نف...

  • تلفظ اعداد

    تلفظ اعداد

    یه روز نشستم به دخترم درست تلفظ کردن کلمات رو یاد بدم. از اعداد شروع کردم. همون اول کار به مشکل برخو...

  • به دنیا خوش اومدی

    به دنیا خوش اومدی

    از اینکه تو به دنیا اومدی خیلی خوشحالم. یهویی یادی از قدیما کردم .قضیه مربوط به حدود دوسال پیش میشه ...

  • نماز شیرین کودکی

    نماز شیرین کودکی

    گاهی که میخوام نماز بخونم خیلی چیزهای اطرافم بهم چشمک می زنن مثل عروسکهام، اسباب بازی هام و حتی شکلا...

  • حرم ، امن ترین حریم

    حرم ، امن ترین حریم

    تو حرم نشستم دارم فکر می کنم. بچه های دور و برم رونگاه می کنم که شیطونی می کنن و از نرده های اطراف ر...

  • چند ثانیه دوستی

    من و نفیسه عاشق همدیگه ایم. البته فقط چند لحظه اول دیدارمون. بوس کردن و تعارف کردن اسباب بازی ها و خ...

  • شب یلدا و هندونه

    شب یلدا بابام یه هندونه خرید که من از خوشحالی حتی اونو پایین هم نذاشتم. یه یاعلی گفتم و هندوننه رو ا...

  • خواب راحت

    به این میگن خواب راحت.هرجا که دوست داری بخوابی بدون اینکه حتی یک بچه پشه مزاحمت بشه. ...

  • صله رحم

    تابستونی رفته بودیم شمال .منزل ویلایی آقاجونم. خیلی خوش گذشت. اونجا توگرمای طاقت فرسای شهر هم باید س...

  • اولین چادر نماز من

    مثل اینکه اونقدری بزرگ شدم که مامانم واسم چادر نماز دوخته. آره خودم هم باورم نمیشه. واسه همین اینقدر...

روز دهم و حمام

ما یه رسمی داریم و نمدونم که کجاها این رسم رو دارند روز دهم بعد از بدنیا اومدن نوزاد ، برای اولین بار اونو به حمام میبرن ریحانه عزیز ما هم امروز روز دهم بود و اولین حمام را تجربه کرد. اینم عکسی که تازه از  حموم اومده و تخت خوابیده 😉 بیشتر بخوانید »

هدیه ی آسمانی

بی صبرانه منتظر آن لحظه (هدیه ی آسمانی)بودم. منتظر شنیدن صدای گریه اش،  دیدن خنده هایش حس برکت وجودش در زندگیمان ، لمس دستان و پاهای کوچکش و تن ظریفش و بوی تنش … منتظر تا در آغوش بفشارمش … امروز  خداوند ، این هدیه را به من داد ساعت ۳ بامداد روز نهم فروردین ۸۸ آقا امام رضا و ... بیشتر بخوانید »

Scroll To Top