دومین ماه رمضون من

میدونی فرق ماه رمضون با ماههای دیگه چیه؟ خب معلومه نصف شب هم شام می خورن . ولی فکر نکنم به خاطر این ، بزرگترا این ماه رو خیلی دوست داشته باشن. حالا ماه مبارک رمضون روزا تنهایی باید غذا بخورم. آخه چه جوری از گلوم پایین بره؟البته از گرسنگی غذاها رو قورت میدم. دلم واسه مامان بابام می سوزه که هیچی نمیخورن. اینطور که شنیدم میگن همه دعاها مستجاب میشه. شیطون -  من که نمی شناسمش- توزندون اسیره. پس چرا به من هم میگن شیطون؟!! مگه چند تا شیطون داریم؟
خدایا اگه این ماه پیش تو عزیزه ، از تو میخوام به حق مهربونی هات همه مامان باباها رو سلامت نگه داری . بچه ها روهم همینطور.

از دست این مریضی!

img_2817
دمدمای صبح بود که حالم بد شد. خیلی حال بدی بود. هی به این مریضی گفتم معده ام خالیه ولی باور نمی کرد. بیچاره مامان بابام که نمی دونستن چکار کنن. مامانم بی تابی می کرد بابا آرامش می داد.بالاخره منو بردن اورژانس. بابام هی در اتاق دکتر رو فشار می داد ولی باز نمی شد بعد از یک دقیقه در اتاقش مثل این در مغازه طلافروشی ها ویز صدا کرد و باز شد و ما داخل اتاقش شدیم. معلوم بود که ما بیدارش کردیم. موهاش شونه نکرده بود و صورتش پفولو. من ازش ترسیدم چون اصلا بهم لبخند نزد. گوشی رو همه جام گذاشت و معاینه ام کرد .قطره و آمپول و شربت تو دفترچه ام نوشت.-چیز دیگه ای نمونده بود بنویسی آقای دکتر، تعارف نکنی ها- خلاصه بابام رفت داروخانه شبانه روزی که اون موقع صبح بسته بود.راستی معنای اسم شبونه روزی چیه که مردم به این امید وقت و بی وقت میخوان اونجا دارو بگیرن. اگه خودشون نمی دونن من که می دونم. خیلی بابام رو خسته کردم. بالاخره از جای دیگه دارو رو برام تهیه کرد.خدارو شکر بهترم
خدایا همه نی نی های مریض رو شفا بده . مامان باباهاشون رو هم سالم نگه دار

سفره نذری

looking1

دیروز ما و خاله ام اینا رفتیم خونه یک بنده خدایی که سفره نذری - ایام فاطمیه- گرفته بود . اتاقی که ما توش بودیم بیشتر شبیه مهد کودک دخترونه بود.ماشالله دخترای تپل و نی نی! نفیسه- دختر خالم رو میگم- یک طرف و بقیه نی نی ها طرف دیگه. خدا نگهش داره واسه مامان باباش. خانومه به همه نی نی ها بیسکوییت تعارف کرد. ولی نفیسه مال خودش رو که خورد اومد سراغ مال من.جیغ کشیدم و فریاد زدم. ولی مگه فایده داشت.یه خانوم دیگه بیسکوییت نی نی خودشو داد به نفیسه که دست از سر کچل من برداره. مامانامون که هیچی از سفره نفهمیدن. اینطور که شنیدم، مامانامون توبه کردن باهم جایی برن!

شیطونی

0001

این هم دختر خاله من .تمام وسایل کشو رو ریخته بیرون و خودش اون تو جا خوش کرده. وقتی اون باشه دیگه زلزله کاری نمی تونه بکنه! خدا به مامان باباش صبر بده

موهای ناز

nice20

مامانم به موهام یه گیره اتمی بسته.حیف این موهای قشنگ فرفری نیست که این گیره رو بهش می زنن؟حالا من چقدر ذوق زده ام که این تیپ رو بهم زدم.با این چهار تا دندون و این گیره فسقلی عکس گرفتن هم دارم! خدایا به ما نی نی ها صبر بده از دست این بزرگترا که ما رو اون ریختی که دوست دارن در میارن! ! هی می گم ادد ادد نمی فهمن که ! یعنی من از این واضحتر حرف بزنم؟!

طبیعت بهاری

nazi

من بیرون رفتن و دیدن چیزای عجیب و غریب مثل ماشین، اتوبوس، مانکن های نی نی رو خیلی دوست دارم. بابام گاهی اوقات منو می بره بیرون تا هوایی بخورم. اینجام پارک کنار خونمونه. گلهای قشنگ و خوشبو خیلی زیاد شده بود.نمی دونم چه ساعتی بود که هیچ نی نی نبود ببینم یا بازی کنم.بعضی ها از کنارم رد می شدن می گفتن چه پسر نازی.آخه من کجام شکل پسراست؟ تازه کفش خریدم که باهاش راه برم. هنوزم در و دیوار رو میگیرم تا راه برم.اینجا  یک سال و دو ماهه ام و دارم از محیط سبز  و بهاری لذت می برم.

3001

کوچولو

کوچولو

بعد از مدتها سلام. ایشالله همه نی نی ها  و البته بابا ماماناشون سالم باشن و سال خوبی رو داشته باشن.نی نی هایی هم که تازه دنیا اومدن عجله نکنن. ایشالله زود زود بزرگ میشن.فقط باید خوب غذا بخورن.خب عید رفتیم شمال. در اینکه خوش گذشت شکی نبود.چون همه افراد خانواده رو می دیدم و خونشون می رفتم. ولی همه غم بزرگی داشتن . غم از دست دادن عزیزی که سال قبل روز عاشورا از بین شون پرزده بود.همیشه وقتی ضریح آقا می رم دعا می کنم ایشالله با اربابش یعنی امام حسین علیه السلام و حضرت اباالفضل همنشین باشه. روز نهم فروردین تولد یک سالگیم بود. کیک نگرفته بودم ولی از اینکه همه اعضای خانواده دور هم بودن خیلی خوشحال بودم. عمه جونا ، خاله جون و مامان جون و آقاجونام و … . برام کادو هم آوردن. ایشالله تو فرصت بعدی عکس روز تولدم رو می ذارم که خاطره اون روز رو تو سایتم ثبت کنم.

تولد یک سالگی

tavalod

این هم یه عکس از شب تولدم. یک سالگی من با یک گیره موی فسقلی روی کله ام نشون داده می شه ! دریغ از یک شمع

مدل مو

esfand88

اسفند ۸۸

حالا خوش تیپ شدم؟فکر کنم یه ماشالله گفتن داره !!!